تبليغاتX
روباه آبي

نظر برخی رجل سیاسی درمورد تجاوز احتمالی امریکا  به خاک ایران !!؟

دکتر احمدی نژاد : میدم لب مرز یه دوره برگردون بزنند تا نفهمند از کجا خوردند .

مهندس عزیز: انا لله و انا علیه راجعون ....چیز.... آمریکا تروخدا نزنی ما رو ، نزنی مارو ، ما گیلاسیم(مخلصتیم)

هاشمی رفسنجانی : آمریکا هم بچه خوبی است . من که میگم فوق فوقش یه پولی می دیم دهن اوباما رو هم میبندیم .

خاتمی : نترسید. من با سروس هماهنگ کردم. انشاءا... برای من اتفاقی نخواهد افتاد.

کروبی : مشکل آنها اینست که ریشهایشان را تراشیده اند و ریش سفید ندارند . ولی بنده بزرگی کرده وساطت میکنم تا انشاءا... مشکل تجاوز به طور ریشه ای در جهان حل شود.

محسن رضایی : نترسید افشاگری های چند سال قبل من که مانع حمله شد هنوز هم جوابگوست.

باهنر : اگر توصیه های من نبود کشور های بیشتری به ما حمله میکردند.

قالیباف : باید لب مرز مامور گذاشت تا هر آمریکایی که بدون مجوز اقدام به ساخت وساز سنگر کرد جریمه شود. آن هم جریمه های سنگین

ولایتی : من مستقلا اعلام می کنم آمریکا هر غلطی(ببخشید هر اشتباهی) می تواند بکند .

معین : تا اشک مرا در نیاورید ول کن نیستید . من اخطار می کنم اگر آمریکا کوچکترین غلطی بکند من استعفا می دهم .

حسن روحانی : خواهش می کنم حساب آمریکا رو از اروپا جدا کنید . من مطمئنم تو این قضیه اروپا بی تقصیره .

ابراهیم یزدی : من که تو مرامم نیست با بچه محل جماعت دعوا کنم .

لاریجانی : این فرض شما هیچ مبنای معرفت شناختی ندارد . اصالتا و منطقا آمریکا هیچ غلطی نمی کند . این حرفها فی الواقع مثل نطق بی موقع میان دستور است .

توکلی : من به نحوه غلط کردن آمریکا هم انتقاد دارم . حالا هر غلطی که باشد .

+ نوشته شده توسط روباه آبی در دوشنبه 16 آذر1388 و ساعت |

آثار مخرب پارازیت‌ ماهواره این‌ها هستند:

-  مادربزرگم شب‌ها توی قفسه‌ی کتابخانه می‌خوابد.

-  آب کتری اصلاً جوش نمی‌آید.

-  گربه‌های کوچه‌مان برای هم  کلاس می‌گذارند.

-  پنجره‌ی اتاقم به اتاق برادرم باز می‌شود و برای خارج شدن از اتاق باید از در کمد بیرون بروم.

-  سگ دوستم علاقه‌اش به جفتگیری با همه را از دست داده و شب‌ها آواز سنتی تمرین می‌کند.

-  توی آینه که لبخند می‌زنم یکی برایم سر تکان می‌دهد؛ یکی دیگر دم.

-  مادرم هنگام دنبال کردن سریال مورد علاقه‌اش پشت به تلویزیون می‌نشیند؛ چون هفته‌ی پیش که سریال مورد علاقه‌اش را دنبال می‌کرده زمین خورده.

-  اکثر دوستانم طلاق گرفته‌اند اما هنوز زیر گوش هم پچ‌پچ می‌کنند و به من می‌گویند: «زن بگیر!»

-  گوشی همراهم نسبت به آنتن بی‌تفاوت شده ولی کاملاً سلیقه‌ای گاهی جواب بعضی‌ها(!) را می‌دهد.

-  پدرم هر شب به خواب پسر همسایه‌مان می‌رود و از او عذرخواهی می‌کند.

-  پریهام روزی چندبار از دیدن انیمیشن‌های خارجی پشم‌هاش می‌ریزد و مجبوریم اتاقش را جارو برقی بکشیم.

-  پیرزن همسایه روزی سه بار به من پیشنهاد ازدواج می‌دهد.

-  سرایدارمان دم در آپارتمان مهمان‌هایمان را چِخ می‌کند و می‌ایستد به خندیدن.

-  از آن بالا دائما کفتر می‌آید.

-  کلاغ‌های کوچه‌مان جلو چشم همه با هم کشتی می‌گیرند.

-  نسکافه‌مان تمام شده.

-  پیرمردی آفتابه به دست از میان هال خانه‌مان می‌گذرد اما جزمن ‌کسی نمی‌بیندش.

-  ارواح خبیث سرگردان و جن‌های بو داده و بو نداده مرا که می‌بینند جیغ می‌کشند و یکدیگر را خیس می‌کنند.

-  نمایش‌های پانتومیم دیالوگ‌ محور شده‌اند.

-  بچه خرده‌های کوچه برایم موچ می‌کشند.

-  موش‌های خیابان سم توی غذای کارگران شهرداری می‌ریزند.

-  پنلوپه کروز، نیکول کیدمن، مونیکا بلوچی و اسکارلت جوهانسون سر «من» گیس و گیس کشی‌ها دارند.

-  می‌خواهند زورکی مرا شوهر  بدهند در حالی که PPC لازم دارم.

-  بیشتر کفترها به پشت پرواز می‌کنند.

و بسیاری مشکلات دیگر، اما خدا را شکر ماهواره‌مان همه‌ی کانال‌ها را اینهو آینه می‌گیرد!


لینک نامربوط
+ نوشته شده توسط روباه آبی در چهارشنبه 4 آذر1388 و ساعت |

انالله و انا علیه راجعون

از آنجایی که کودتا گیران اقدام به توقیف روزنامه پر تیراژ (تقریبا بیشمار) اعتماد ملی نموده اند لزا اینجانب تصمیمی مبنی بر انتشار مجدد این روزنامه البته با نام و طراحی جدید نموده ام

لذا از همه دوستان سبزی خور مزاج درخواست میکنم اینجانب را در این وظیفه خطیر و پرچالش حمایت و کلا چیز کنید دیگه!

در ضمن این روزنامه آمادگی پذیرش هر نوع آگهی و خبر باحال ، کم حال ، بی حال ، ضد حال و .. را دارد

+ نوشته شده توسط روباه آبی در پنجشنبه 28 آبان1388 و ساعت |
ملت دیکتاتور پرور ایران :

مگر ندید که در روز 23 خرداد جوانان سبز پوش این دیار با حضور میلیاردی خود چه حماسه ها که خلق نمیکردند؟

آیا فراموش کرده اید راهپیمایی روز قدس و آن حضور چند صد میلیونی را ؟

تولد من چی؟ نکنه اون رو هم فراموش کردین ؟

بابا کجایید ؟

پس کو اون همه سبزی و عشق و آتش

شما که آبرو برایمان نگذاشتید

مگر همین امام نگفت که امریکا چیز بزرگ است

شما هم که مثل دیکتاتورها به امریکا و اسرائیل این چیزهای دیرین امام بد وبیرا گفتین؟

الهی به چیز گرم بخورید

الهی خدا ببرتتون لرستان و اونجا داماد بشین که اینجور به شال سبز من پشت نکنید

من بارها گفتم ، من داماد لرستانم و ملاک عملم هم همین است و تا آخرین قطر از سری خونهای سبزم پای این حرکت بیشمار چیزها ایستاده ام.

آگاه باشید که دیکتاتورها میخواهند آتش زدن سطل آشغال و شکستن شیشه مردم را به اغتشاش نسبت دهند اما شما خوب میدانید که اینکار به قول بی بی سی اینا فقط برای ترویج فرهنگ دموکراسی صورت میپذیرد و درنهایت به نفع همه مردم چیز دوست ایران است.

از 43 نفری که دیروز استقامت کرده اند و همچنان نگذاشته اند که خیابان های شهر رنگ آرامش را به خود ببیند تشکر می کنم و اگر ترس دست از سر من برمی داشت و میگذاشت از حصر خانگی خود را خلاص کنم می آمدم دستشان را می بوسیدم. شما یک بار دیگر نشان دادید که من چقدر در بین شما محبوبم حتی اگر به ظاهر دیکتاتورها شمارا اغتشاش گر بخوانند. پایداری کنید و شل نشوید که نیروی کمکی در راه است.

اندکی صبر ، قرمه سبزی در راه است


+ نوشته شده توسط روباه آبی در پنجشنبه 14 آبان1388 و ساعت |


نظر به اینکه طرفداران جنبش سبز در جدیدترین حرکت خود، پشت‌شان را به طرف سخنران می‌کنند، اشاره به نکاتی خالی از لطف نیست:

1- پشت کردن به سخنران فی‌نفسه اشکالی ندارد اما مراقب باشید که آدم نمی‌تواند پشتش را طرف هر کسی بکند. قبل از پشت کردن به سخنران، نیم‌نگاهی به اصل و نسب وی بیندازید بد نیست.

2- خوب است هنگامی که پشت‌تان به سخنران است، از جای خود بلند شوید و دستان‌تان را جلو بیاورید و پاهای‌تان را یکی در میان روی زمین بکوبید. نخستین‌بار این کار را طرفداران «چلسی» در «استنفورد بریج» باب کردند که «آبراهاموویچ» خیلی خوشش آمد. البته مهاجرانی برای تماشای بازی‌های چلسی به لندن نرفت بلکه موضوع امر خیر بود!!

3- برای آزار دادن سخنران لازم نیست که کفش‌تان را بر سر وی بکوبید؛ همین که کفش‌تان را در بیاورید، دفعتا بوی گندی از جوراب‌تان به فضا می‌رود که عن‌قریب سخنران را خفه کند!

4- با استفاده از همین استراتژی«حرکت از پشت» توصیه می‌شود در روز 13 آبان پشت‌تان را به ملت کنید و از امت همیشه در صحنه اردنگی بخورید.

5- در روز 13 آبان خوب است پشت‌تان را به سفارت روسیه کرده و به جای بالا رفتن از دیوار سفارت روسیه، ساختمان جلویی را اشغال کنید!

6- برعکس خاتمی، به صورت دنده‌عقب از میرحسین عبور کنید!!

7- برای نشان دادن اعتراض خود پشت به قبله نماز بخوانید! البته پشت به قبله، با کفش و ...

8- برای تشویش اذهان عمومی و مشوه کردن فضا، شلوار خود را پشت و رو بپوشید!

9- در حالی که پشت‌تان به سخنران است،‌ به جای اینکه کفش‌تان را مستقیم بر سر سخنران بکوبید، آن را محکم به دیوار بکوبید تا برگردد بخورد به سر طرف!

10- می‌توانید در هنگام پرت کردن کفش خود به سمت دیوار و در فاصله‌ زمانی بازگشت کفش و اصابت به سرتان، اصوات مختلفی روانه طرف مقابل سازید. به عنوان مثال شعار «مرگ بر روسیه» در این فاصله زمانی مناسب است اما پس از احساس درد ناشی از اصابت کفش خودتان به سر خودتان می‌توانید شعارهای دیگری بدهید؛ شعارهایی که توطئه اصابت کفش بر سرتان را برای مردم فاش کند.

11- خواهشمند است بر اساس عمل به ضرب‌المثل معروف «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد»
هر کاری را بموقع و در مکان خود انجام دهید.


+ نوشته شده توسط روباه آبی در سه شنبه 12 آبان1388 و ساعت |

رادیو فردا : محسن مخلمباف نامزد دریافت جایزه «آزادی آفرینش» برای تلاشهای خود در حمایت از جنبش سبزی شد 

چندی پیش نیز حنا مخملباف  (دختر کوچک محسن مخملباف) ، برنده جایزه "شجاعت در هنر" بخاطر ساخت فیلم مستند "سکس و فلسفه(!)" و حمایت از آزادی اجتماعی در ایران شد

( بخدا منم نمیدونم چه ربطی به هم دارند)


شعر نامربوط:

عمو مخملباف؟                    بعله!

مخمل منو بافتی؟                بعله!

مردم رو دست انداختی؟        بعله!

معرکه راه انداختی؟              بعله!

چاخان به هم بافتی؟            بعله!

ممد اومده ؟                       بعله! 

سوروس چی داده؟

پول تبلیغات

با هدف چی؟  -  چیز اندازی

ایول عمو جورج - ایول مهندس


همینطور عکس نامربوط تر » ما بیشماریم

+ نوشته شده توسط روباه آبی در پنجشنبه 7 آبان1388 و ساعت |

گويند كه روزي جماعتي گنده بر در خانه او گرد آمدند و فرياد كردند :"كه اي مهندس بشتاب و درنگ مكن كه قحط الرجال است و هيچ كس را ياراي كانديداتوري نيست و تو را ما خواهانيم كلفت. "

مهندس نازها كرد و عشوه ها ريخت و گفت :"اي جماعت بدبخت بدانيد كه مرا عمر سالهاست به سر آمده و خود نيز در عجبم كه چگونه هنوز زنده ام . آيا حاضريد كه چون مني را به كدخدايي برگزينيد؟" .جماعت يكصدا فرياد كردند :"قبلت" و مهندس ادامه داد :"و اما بدانيد كه اگر نبود اصرار شما و حجت بر من تمام نمي شد افسار شتر كدخدايي را به زور مي گرفتم " .

و مهندس وعده ها داد از كار و آزادی مطلق براي جوانان و آسياب هسته اي و هرچه وعده بود .

سالهايي بيش از صد گذشت و مهندس افسار شتر كدخدايي را بمانند حسنی مبارک چسبيده بود چون سيريش . روز مردم او را گرد آمدند كه اي مهندس پس چه شد آن همه وعده كه به اجداد ما دادي و يكي از آنها همين اشتغال جوانان بود و افسوس كه ديگر پيران ما هم بيكارند .

مهندس لب و لوچه آويزان كرد و به چیز چیز افتاد وسپس گفت :"الله الله كه قدرناشناسان شمائيد كه من به فكر جوانان بوده ام و اينگونه يافتم كه بهتر است آنها بيكار باشند و هيچ نكنند تا مبادا به آرتوروز و تنگي نفس و غير دچار شوند از شدت تلاش و همانا از گرسنگي مردن در سلامت به كه سيري تركيدن در مريضي " .

جماعت با شنيدن اين سخن نعره ها زدند و سر به بيابان نهادند از مغفرت تا چهل سال .

از ديگر كرامات مهندس ما اين اعتقاد بود كه خود روز و شب مي خورد از هر چه خوردني بود و در همان حال بدبختان و بيچارگان را حمايت مي كرد و با اين حال نه از خجالت آب مي شد و نه از نفرين مردمان سوسك . و او را در تمام مدت هيچ وجدان درد چيره نشد .مهندس گفت اين ها را از آن جهت گرد آورده ام كه از نزديك شاهد اعمال و رفتارشان باشم و به نوبت و سر فرصت چوبشان زنم ، زدني . روز بعد آمدند كه اي مهندس چرا اين ها را نمي زني كه بردند هرچه بردني بود و خوردند هر چه خوردني بود .

مهندس گفت :"من از پس آنها بر نمي آيم و آنها را گرد آورده ام تا از نزديك ناظر بر اعمالشان باشم و لااقل در اين مصيبت يك شكم سير بگريم . اين را گفت و يك شكم سير بخنديد بر حال مردمان بدبخت و بيچاره .

+ نوشته شده توسط روباه آبی در پنجشنبه 7 آبان1388 و ساعت |

اشاره: هم زمان با نزدیک شدن روز ۱۳آبان میرحسین موسوی خطاب به مردم ایران بیانیه ای گله آمیز منتشر کرد. متن کامل این بیانیه که هم اکنون به دست ما رسیده به شرح زیر می باشد:


 به نام سبزی آش

ملت بزرگ و شریف ایران!

آیا نمی بینید عده ای از هم میهنان «صلح طلب» شما در برخی از خیابان های تهران دست به شورش زده اند و دارند سطل آشغال آتش میزنند؟

آیا نمی بینید جوانان تیتیش مامانی و جیگر بالای شهر پایتخت، دست در دست هاپی جان هاشان به خیابان ها ریخته اند؟

آیا نمی بینید تعدادی از وطن پرست ترین ایرانی های مقیم از کشور، که در نیویورک و لس آنجلس و لندن و... زندگی می کنند این روزها آرام و قرار ندارند؟ درست است که آنها در ایران زندگی نمی کنند اما قلب هاشان تنها و تنها به عشق «وطن» تالاپ و تلوپ می کند.

پس کجایید شما؟!

ای مردم لرستان ! خوابید یا بیدار؟

بابا ناسلامتی داماد شماییم ها!

مردم غیور آذربایجان!

شما دیگر چرا؟ من که دیگر فرزند همان آب و خاکم!

ای مرده شور ریخت تان را ببرید که هیچ دوست و فامیل و آشنا و ملاک عمل سرتان نمی شود.

تعجب می کنم از شما مردم که راحت نشسته اید و انگار نه انگار است که ما داریم با شما حرف می زنیم. ما الان جمعیت بسیار بسیار زیادی هستیم. حدود سه چهار هزار نفر. فقط یک ذره ی دیگر مانده تا ۲۵ میلیون. قول می دهم اگر شما چند نفر هم با ما شوید به 700 میلیون نفر هم خواهیم رسید. و بعد می توانیم این نظام سراسر دروغ را «بارانداز» کنیم. بعد هم فتیله پیچ و ضربه فنی. و نظام، فرت.


برخیزید ای منفعت طلب ها!

ای نان به نرخ روزخورها!

ای جواد موادها!


BBC تو را می خواند

VOA تو را می خواند

CNN تو را می خواند

راه تو را میخواند !!!!!

ما هم تو را می خوانیم. د ِ پاشوید دیگر لامصب ها !

منتظر بیانیه های بعدی من باشید.

+ نوشته شده توسط روباه آبی در جمعه 1 آبان1388 و ساعت |

انالله واناعلیه راجعون

هتک حرمت تا کجا؟؟
دیکتاتور های از چیز بیخبر
چطوری دلتون اومد شیخ رو خلع لباس کنید و دل نن جونش رو بشکونید ؟!؟!؟!؟!؟


توضیحات :

این اسلحه هاکه میبینید مربوط به محافظان شیخ مهدی است

که به روی بازدید کنندگان نمایشگاه کشیده !!!!!!!!

احتمالا میخوان از هرگونه تجاوز احتمالی به شیخ جلوگیری کنن

+ نوشته شده توسط روباه آبی در جمعه 1 آبان1388 و ساعت |

و امروز

من متولد شدم...

به تاریخ بیست و هفتمین  طلوع، از هفتمین هلال...

متولد شدم به تاریخ اولین نگاه، که در حافظه خاموشم، از همان نخستین لحظات به فراموشی رفت...

به یاد اولین صدا…. در هیاهوی آن ثانیه ها

به تاریخ پایان انتظار، که مقدمه ای برآغاز انتظاری گران تر بود

و اولین آغاز...

که توانی برای ماندن و ادامه دادن تمامی آغاز ها شد

من متولد شدم...

+ نوشته شده توسط روباه آبی در دوشنبه 27 مهر1388 و ساعت |

چه دفاعی بکنم آقای قاضی؟!
من شریف تربیت شدم. من شریف بزرگ شدم.من با شرافت داماد لرستان شدم
نه کسی منو می شناخت و نه خبرنگاری توی این بیست سال سراغ من می اومد
نه ثروتمند بودم، نه معروف و نه هیچ چیز دیگه. من فقط شوهر چیزترین زن روشنفکر ایران بودم
من ساده بودم. من همه چیز رو باور می کردم مخصوصا توهمات اکبر و ممد رو. من با هیچ کس مخالفت نمی کردم یعنی جراتش رو نداشتم
من مقاومت کردم تا حد توانم. اما من توانم کم بود. بنده ضعیف بودم.البته بنده نحیف هم بودم
برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران چیز...
من به همه احترام می گذاشتم. اما گاهی یادم می رفت چه کسی هستم. و من شروع کردم به بازی کردن
و من اشتباهیم.
من نه مهندس بودم ، نه  نقاش  و نه دوست داشتم داماد لرستان باشم ! و نه ملاک عملم این باشه
من فقط اشتباهی بودم.
من از اولش هم اشتباهی بودم.
تقصیر من بود. اما تقصیر دیگران هم بود.
تقصیر خیلی ها
تقصیر لرستان که به دامادشون پشت کردند و من مجبور شدم ملاک عملم رو عوض کنم
تقصیر ممد که به بنیاد چیز قول چیزاندازی نرم داده بود
اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم. هیچ چیز رو توی جیب خودم نذاشتم فقط از جیب خیلی ها چیزبرداری کردم
من فقط اشتباهی بودم.
خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم
من کسی رو اذیت نکردم
من فقط اشتباهی بودم.
من چه دفاعی می تونم از خودم بکنم؟ جز اینکه بگم داماد لرستان و ملاک....من بی دفاعم.
حالا من موندم و تقاص این همه چیز دیگران و بازیگوشی و توهم خودم.
آقای قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم ولی از ممد اینا توقعش رو نداشتم
بی بی سی تو منو ببخش
تو بزرگترین حامی من بودی
تو حتی به خاطر من موقع افطار ربنا و اذان پخش کردی
میدونم چه زجری میکشیدی
اما من اشتباه کردم

+ نوشته شده توسط روباه آبی در شنبه 18 مهر1388 و ساعت |


انالله واناعلیه راجعون

فوری            فوری

 

جفایی دیگر در حق جنبش سبز بریتانیای کبیر

ثبت احوال رضاخان تقلب کرده!!!

 

بر اساس تحقیقات گروه تاریخ وبلاگ طنز سبز مشخص گردید که سید حسن تقی زاده و سیدضیا طباطبایی طی مرقومه ای محرمانه از سوی شخص رضاخان مامور شده بودند تا تاریخ ولادت میرحسین موسوی را از ۷مهر ۱۳۲۰ به ۱۱ اسفند ۱۳۲۰ تغییر دهند.

آخرالامر بر اساس پژوهش های "جنین شناسی تاریخی" از جانب هوادارن یگانه انحصارگر رنگ سبز ،  "آخرین سامورایی دانا به اسرار "چیز" ، مهندس میر حسین موسوی ، فاش شد که "اداره ثبت احوال و تنظیم سجل" دستگاه رضا خان میر پنج در اقدامی ضد حقوق بشر و متضاد با دموکراسی در ثبت تاریخ تولد میر حسین تقلب کرده است.

به اذعان منابع خبری ، سیدحسن تقی زاده و سیدضیا طباطبایی طی مرقومه ای فوق محرمانه از سوی شخص رضا خان مامور شده اند طی فرایندی "پیچیده" تاریخ واقعی ولادت میر حسین موسوی را از ۷مهر ۱۳۲۰ به ۱۱ اسفند ۱۳۲۰ تغییر دهند. سند این تقلب در اداره استخبارات سفارت بریتانیای کبیر موجود است!!!

بر اساس  "پژوهش های جنین شناسی تاریخی" دلیل این تقلب به پیشگویی های "کاهنان اعظم سبز" برمی گردد که هزاران سال پیش از تولد رضا خان از ولادت کودکی در سرزمین آریا خبر داده بودند که هفتم مهر به دنیا می آید و در هنگامه تولد "نوری سبز" از او ساطع می شود و چون مقدر شده که تنها او از  "اسرار رنگ خضرا" آگاه باشد ثبات و آرامش ایران را تهدید می کند!!!

رضا خان ابتدا قصد داشته است که این کودک را از میان بردارد اما چون  "هاله سبز" او که تا سفارت بریتانیای کبیر ساطع بوده را میبیند دلش به رحم آمده و از آسیب رساندن به وی حذر میکند اما دستور میدهد تاریخ تولدش را با "تقلب" تغییر دهند ، از این روی در شناسنامه میرحسین موسوی تاریخ تولدش ۱۱ اسفند ۱۳۲۰ قید شده اما این را نباید باور کرد چرا که خود او هم از این واقعه عظیم ناآگاه است و تنها حامیانش از این  "راز بزرگ جنینی-تاریخی" باخبرند.

لذاست که هر چه هوادارنش به او القا میکنند که "مهندس! تو ولادت یافته ماه مهری" گوشش بدهکار نیست که نیست! و هر چه فریاد می زنند: "مهندس! تو فی الحال بدنت داغ همی باشد و متوجه همی نیستی" افاقه نمی کند که نمی کند!

یکی از اعضای اصلی ستاد مهندس در همین خصوص گفت: "در شنوایی مهندس هم تقلب شده است"

به نقل از وبلاگ  طنز سبز

+ نوشته شده توسط روباه آبی در چهارشنبه 8 مهر1388 و ساعت |
مفتی سبز در آخرین نطق گوهربارشان فرمودند خوردن قرمه سبزی حرام است !

ایشان علت این فتوا را در نحوه تولید این غذای حرام ذکر کردند و اضافه فرمودند : به دلیل آنکه برای پخت قرمه سبزی نیاز به خرد کردن سبزی با خشونت تمام در سبزی خوردکنهایی که مطمئنا در کهریزک توسط دولت کودتا ساخته شده  وجود دارد لزا از هرگونه خوردن این حرامزاده ببخشید زبونشون عادت کرده حرامپخته(!) جدا خودداری نمایید.

ایشان همچنین اشاره کردند حرامزادگی و حرامپختگی دو موضوع مهم هستند و کاملا به ایشان مربوط می باشند زیرا که ملاک حرامزادگی و یا حرامپختگی افراد یا مواد غذایی بسته به فتوای ایشان دارد.

آقای چیز نیز در همین ارتباط بیانیه ای صادر فرمودند و در آن اشاره کردند که : همان طور که در ریشه کن کردن سطلهای زباله کودتا موفق بودیم باید در مورد سبزی خورددکنها نیز همین راه دنبال شود تا دیگر کسی به خود جرات تعرض به سبز و سبزی زاده را نداشته باشد.

شیخ  چیز  نیز در نطقی که ایراد فرمودند اشاره کردند که آثار احتمالی تجاوز به حقوق مصرف کننده در سبزی هایی که خرد میشوند وجود دارد و قوه قضاییه باید به طور جدی این موضوع را مورد برسی قرار داده و دولت کودتا را مصوب اصلی این جریان اعلام کند تا خدای نکرده دوستان(!) از دستمان دلخور نشوند !

+ نوشته شده توسط روباه آبی در یکشنبه 22 شهریور1388 و ساعت |

سراسر فعل سبزی ها حلال است                            نشستن پیش محرومان حرام است

 

مکش دست نوازش بر یتیمان                                 که بی کس را، نوازش هم حرام است


شعاری بر عیله انگلستان                                     بنا بر قول سبزی ها حرام، است

 

مبادا لج کنی با آل صهیون                                      به قول موسوی، این هم حرام است


اگر اشغال دشمن شد فلسطین                               مسلمان را حمایت هم حرام است


 

ولی استاد موسیقی و آواز                                      برایش ربنا خواندن حلال است


 

به من ربطی ندارد در فلسطین                                مسلمان را مسلمانی حرام است

 

همانا موسوی، عشقم عزیزم                                   تمام فعل و افعالش حلال است

 

بمیرد در فلسطین کودکی زار                                    حمایت های لفظی هم حرام است

 

(تصاویر فوق را طرفداران احمدی نژاد و با کمک فتوشاپ ساخته اند تا به صهیونیست ها تهمت آدمکشی بزنند در حالی که همه میدانند صهیونیست ها خیلی روحشان لطیف است و این وصله ها به تنبانشان نمیچسبد. اگر باورتان نمیشود بروید از حامیان داخلی صهیونیست ها بپرسید. البته لال و کور و کچل بشم اگه منظورم "چیز" باشد چون این وصله ها به خواجه حافظ شیرازی میچسبد ولی به بعضی ها خیر!!! تازه یه بنده خدایی هست که میگه هر کی بیشتر به فلسطینی جماعت فحش بده به خدا نزدیکتره که البته ایشون هرگز سبزی نمیخورند پس ربطی به جنبش "چیز" ندارند)

 

چنان گردنکشی، سرمایه داری                                 برای فوج کروبی حلال است

 

            به فتوای سران اغتشاشات                                     اطاعت، جز ز بی بی سی حرام است

 

اگر سبزی بسوزد مسجدی را                                   نگاه چپ به او کردن حرام است

 

اگر خوردی کتک از آل سبزی                                     دفاع از خود، بدان اما حرام است

 

نماز جمعه با سوت و کف و جیغ                               حلال است و به غیر از آن حرام است

  

حلال آن ادعای پر هیاهوست                                   بخواهی مدرک از آنها، حرام است

 

حلال است آنکه ناموس من و تو                               خورد فحش از شما، جز این حرام است

 

بساط قلدری اندر خیابان                                         ز سوی جمع سبزی ها حلال است

 


 

در این وضع سراسر شبهه آلود                                 حلال شرعی و عرفی حرام است

 

الا سبزی، ز بی بی سی حذر کن                             که گوید عشق ایران هم حرام است

 

گمانم انتقاد از آل سبزی                                             حرام اندر حرام اندر حرام است

 شعر از علی میرزائی


+ نوشته شده توسط روباه آبی در یکشنبه 22 شهریور1388 و ساعت |

هر که (!) بگندد نمکش میزنند

وای از آن روز که بگندد نمک

+ نوشته شده توسط روباه آبی در شنبه 31 مرداد1388 و ساعت |

ای معنی انتظار یک لحظه بایست

دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست

یک لحظه بایست و یک جمله بگو

تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست

+ نوشته شده توسط روباه آبی در شنبه 31 مرداد1388 و ساعت |

چه سلامی چه علیکی. مگه این دیکتاتورها برای آدم حال سلام و علیک می گذارند. اگه تا حالا به سنگ هم انقدر گفته بودم و اعتراض کرده بودم کمی کوتاه می آمد. قلب سنگ این دیکتاتورها جایی برای صحنه های احساسی و عاطفی که شما جوانان و دموکراسی خواهان در خیابان ها خلق می کنید نیست. من به شخصه همراه با خانواده ام وقتی این صحنه ها را می بینیم به خود می بالیم که توانسته ایم تا اینجا شما را نگه داریم.

هر چند امروز حدود ۳ سال و نیم از کودتای انتخاباتی گذشته است ولی من به عنوان یک نامزد، به عنوان یک کاندید دو آتشه انتخابات به شما می گویم که پیروزی ما در پایداری و استقامتمان است و همین چیزهاست که رعب و ترس در دل دیکتاتورها انداخته است. امام عزیز ما هم همین مرام و مسلک را داشت و همواره معتقد بود باید استقامت کرد حتی اگر به قیمت خون ها و جان ها باشد و ما هم امروز می گوییم که راهت ادامه دارد ای امام عزیز.

از ۳۳ نفری که تا به امروز استقامت کرده اند و همچنان نگذاشته اند که خیابان های شهر رنگ آرامش را به خود ببیند تشکر می کنم و اگر آن جا بودم دستشان را می بوسیدم. شما یک بار دیگر نشان دادید که من چقدر در بین شما محبوبم حتی اگر به ظاهر و برای فریب دیکتاتورها علیه من هم شعار بدهید. پایداری کنید و شل نشوید که نیروی کمکی در راه است.

از همه علاقه مندان و دوستدارانم هم تشکر می کنم و خدمتشان عرض می کنم که حال من اینجا خوب است. شما نگران من نباشید. چند لقمه بخور و نمیر اینجا پیدا می شود. در اینجا نقاشی های سبز می کشم و مردم هم از آن استقبال می کنند. راستش اینجا آنقدرها هم که می گفتند بد نیست. جوانان اینجا هم مثل شما دوستان سبز من همه جوره پایه اند. شما استقامت کنید و هر وقت خبری شد به من هم بگویید. شیطان شما را فریب ندهد که بی خبر از من انقلاب کنید. من شما را تنها نمی گذارم و از اینجا دعاگوی شما هستم. هر روز به دفتر بی بی سی می روم و سفارش شما را به آن ها می کنم.

از همه طرفدارانم می خواهم که با کمال آرامش و در چهارچوب قانونی که خودمان قبول داریم به خیابان ها بیایید و به جز آتش زدن و تخریب اموال عمومی و ایجاد رعب و وحشت و کتک زدن بسیجیان این یاوران انقلاب کار دیگری انجام ندهید تا ما را متهم به آشوبگری و اغتشاش نکنند و از احساسات پاک شما در  این راه بهره های تبلیغاتی ننمایند. خاطره ۲۲ بهمن امسال هرگز از ذهنم فراموش نمی شود که چگونه میلیون ها انسان در سراسر ایران با شعارهای الله اکبر خود از من حمایت کردید و ترس و وحشتی عجیب در دل دیکتاتورها انداختید.

بنده همچنان خود را رییس جمهوری قانونی ایران می دانم و انتخابات فرمایشی را قبول ندارم و خواهان برگزاری مجدد آن هستم. زمزمه هایی نیز شنیده ام که قرار است تا چند ماه دیگر دوباره انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کنند و  این نشان می دهد که ما در این راه پیروز بوده ایم و توانستیم آن ها را به عقب نشینی وادار کنیم.

در پایان بیانیه نیز بهتر است صدا و سیما و حامیان کودتا را در این سازمان خطاب قرار بدهم و بگویم خیلی نامردید. بنده در آن دنیا از شما شکایت خواهم کرد. از شال سبزم بترسید و اینگونه آبرو و حیثیت من را به بازی نگیرید. شما چیزها هیچوقت نتوانستید من را هم ببینید. بنده یک فرد انقلابی هستم و هر چه از دهانم در بیاید می گویم و به هیچکس هم مربوط نیست.

کاندیدای مهندس انتخابات

+ نوشته شده توسط روباه آبی در دوشنبه 1 تیر1388 و ساعت |